قائم مقام وزیر کشوردر امور فرهنگی و اجتماعی:

نیازمند شهروندان آگاه به حقوق، تکالیف و مسئولیت خود هستیم


قائم مقام وزیر کشوردر امور فرهنگی و اجتماعی، در نشست ملی مشارکتهای نهادمند اجتماعی به ایراد سخن پرداخت.

دکترميرباقري در مراسم افتتاحيه نشست ملي مشاركت هاي نهادمند اجتماعي كه در محل سالن باقرالعلوم (ع) برگزار شد سخنرانی کرد. مشروح سخنان وی به شرح ذیل است:
قائم مقام وزیر کشوردر امور فرهنگی و اجتماعی اظهار داشت: اميدوارم اين جلسه و جلساتي شبيه اين براي پاسخگويي به نيازهاي واقعي كه امروز جمهوري اسلامي ايران با آن مواجه است موثر باشد و بتوانيم از اين فرصت بي نظير به بهترين نحو استفاده كنيم.
وي افزود: هدف عمده و اساسي اين نشست عبارت است از اينكه نظام يك اهتمام اساسي براي ساماندهي فعاليت هاي مردمي و تشكل هاي غير دولتي لازم دارد و اين مهم نيز بارها اعلام شده است.
مير باقري با اشاره به اينكه رييس جمهور هم در آخرين نشست ملي كه وجود داشت، ابراز كرد كه اين افسانه است كه كسي فكر كند كه با امكانات حكومتي و دولتي بتوان نيازهاي عمومي مردم را برطرف كرد، علي الخصوص كشوري كه قرن ها با استبداد و فساد نهادينه شده است.
وي ادامه داد: اين توهم است كه فكر شود عده اي محدود، چند ده هزار نفر احيانا به عنوان مدير و مسئول، با مديريت بودجه كشور، به عنوان مسئول، مشكلاتي كه در كشور وجود دارد را بشناسند، بفهمند، سياستگذاري و برنامه ريزي كنند و با استفاده از ظرفيت هاي خودشان اين مسائل را حل بكنند.
ميرباقري گفت: بنابراين بايد همچنان پرچم تغيير و تحولات در ساماندهي عموم كشور در دست مردم باشد و مسئولين به عنوان تسهيل گر در كنار مردم قرار بگيرند تا كارها جلو برود.
وي خاطر نشان كرد: البته بايد از تعارف كاسته و به صورت نهادينه اين عمل محقق گردد و بر همين اساس هم تقاضا كرديم كه در وهله اول فرمانداران بخش هاي مركزي استان ها حضور داشته باشند تا بعد با مسئولين بالاتر هم اين تعامل را داشته باشيم و
شرايطي را براي ورود جدي و موثر مردم در ايجاد تغيير و تحولات اساسي فراهم كنيم.
اين مقام مسئول اظهار داشت: جامعه ما خودش را باور کرد، حکومتی که آن را اداره می کرد به رسمیت نشناخت و با تلاش هايی که در عرصه های مختلف زیر بنائی، اعتقادی، فکری، سیاسی، اجتماعی انجام گرفت، حکومت پهلوی ساقط شد، یعنی انقلاب زمانی اتفاق می افتد که جامعه قدرتمند می شود و حکومتی که در آن به سر می برد را به رسمیت نمی شناسد ، امکان دارد مدل شورش هم به وجود بیاید چون ما وجه مثبت را داریم بحث می کنیم، وجه مثبتش عبارتند از آن است که انقلابی صورت بگیرد كه از بطن آن انقلاب حکومتی بیرون می آید.
وي ادامه داد: ما امروز هم به اذعان مطالعاتی که داریم و هم به اذعان کسانی که در رابطه با جامعه ما مطالعه می کنند، جامعه ما با پیروزی انقلاب اسلامی از یک موضع ذلت خودش را خارج کرد، در یک مسیر عزت قرار گرفت و با دفاع مقدس این عزت رو به اعلا رفت، جامعه امروز ایران حداقل در دو دهه قبل از خودش، سه دهه قبل خودش نگاه بکند یک میراث گرانبهايی به نام انقلاب و دفاع مقدس دارد که سال ها این جامعه را بیمه کرده و بیمه خواهد کرد، اما این جامعه امروز دچار مسائل و مشکلات و آسیب هایی هست که اگر ما به خوبی به آن بپردازیم این جامعه مسیر اقتدار خود را همچنان به پیش خواهد برد.
وي گفت: در کنار این امر ما از یک حکومت قدرتمند برخوردار هستیم، حکومتی که از همان روزهای اول اعلام کرد که ما بر اساس قانون می خواهیم عمل کنیم و شاید نادر انقلابی در دنیا اتفاق افتاد که چند ماه بعد از پیروزی آن انقلاب، قانون اساسی تدوین کرد.
ميرباقري بيان كرد: شهید بهشتی، شهید مطهری و شخصیت های دیگر برجسته ما و همین کسانی که نشستند با دشمن مذاکره کنند، حرف بزنند و صحبت بکنند، آنچه را که دشمن به ما رساند عبارت از این بود که باید با ما با گلوله و با انفجار صحبت کنند واین دلیل بر این بود که حاکمان ما از دل یک جامعه قدرتمند متحول شده ای بیرون آمده بودند و یک مسیر متعالی را ترسیم کرده بودند و داشتند این مسیر را طی می کردند.
وي اظهار داشت: ما حکومت خود را این گونه شروع کردیم و این چنین حکومتی از بطن آن جامعه قدرتمند بیرون آمد، یک سال تحمل نكردند، جنگ بر جامعه ما تحمیل شد، همه ما با این قضیه آشنایی داریم که دشمن با تمام توان ارتجای عرب با همه ی امکانات، کشورهای اروپایی، همه ی اینهای که بحث دموکراسی و اینجور قضایا را می گویند تا دادن صلاح شیمیایی و زدن هواپیمای مسافر بری جلو رفتند.
اين مقام مسئول گفت: همین امروز که ما داریم با یکدیگر صحبت می کنیم در نقاط راهبردی دنیا هیچ تصمیم گیری اساسی نمی تواند به سرانجام برسد الا اینکه جمهوری اسلامی ایران نسبت به این قضیه صحه داشته باشد، اگر برسند به این نتیجه که با جنایت بخواهند در سوریه عمل بکنند، بروند جلو در لبنان عمل بکنند، بیایند جلو در غزه جنایت انجام بدهند، یک جایی به نام جمهوری اسلامی ایران وجود دارد که کمک مي کند به مردم غزه که پایداری بکنند، معادلات بهم می خورد.
وي اظهار داشت: پس نشان داده می شود که اگر یک حاکمیت مقتدری وجود داشته باشد و بتواند شعاع خود را توسعه بدهد، عمق استراتژی خودش را توسعه بدهد و مسائل را بتواند به صورت دقیق ساماندهی بکند، علي القائده مزیت های بین المللی هم می تواند به وجود بیاورد، ما یک حکومت قدرتمند داریم و یک جامعه قدرتمند، اما میدانیم هم این حکومت قدرتمند امکان دارد دچار آفت بشود و هم این جامعه قدرتمند دچار آفت بشود.
وي ادامه داد: خوشبختانه ما از آن سه شکل خارج شدیم، شکلی که حکومتمان قدرتمند باشد و مردم ضعیف باشند که این می شود حکومت استبدادی، یعنی مردم نفس نتوانند بکشند، ما از آن شکل هم خارج شدیم که حکومت ما ضعیف باشد و مردم هم ضعیف باشند، یعنی یک کشوری که در اوج حقارت باشیم، هم مردم تو سری خور باشند و هم حکومت، از این وضعیت هم خارج شدیم، در آن وضعیت هم نیستیم که یک جامعه ی قدرتمندی داشته باشیم که حکومت خودش را نپسندیده، دلیلش حضور میلیونی مردم است و عرصه های مختلفی که جمهوری اسلامی هر سال صندوق را می گذارد و خودش می رود روی ترازو تا سنجیده بشود که وضعیتش چه جوری است، آن سه شکل را ما خوشبختانه عبور کردیم، شکل حکومت قدرتمند و جامعه قدرتمند را داریم، می رویم جلو اما جامعه قدرتمند باید چند امر در آن اتفاق بیافتد، یک امر عبارت از این است که باید به حقوق خودش وقوف داشته باشد که اصطلاحا به آن حقوق شهروندی می گوییم.
وي خاطر نشان كرد که به هر میزانی مردم ما از حقوق خودشان آگاهی داشته باشند، مسیر پیشرفت و سعادت با شتاب بیشتری طی می شود، مبانی دینی و مبانی عقلی و تجربه هم در جهان امروز این امر را نشان می دهد، لیکن آنچه می خواهم بر آن تاکید کنم عبارت از این است که این حقوق شهروندی نیست که دانستنش مسئله را تمام بکند، یعنی شهروندان ما بدانند حقوقشان چی هست و مطالبه بکنند، اصطلاحا گفته می شود سه ترم بعد از این باید وجود داشته باشد، در سه ایستگاه يا سه ترم باید اتفاق مورد نظر روي دهد، ایستگاه دومی هم وجود دارد که ما در این مورد ضعیف هستیم و آن وظایف شهروندی است، یعنی ما حقوق خود را باید بدانیم، مردم حقوق خودشان را بدانند، اما در این حال وظایفشان را هم بدانند، نمی شود که ما حقوقمان را بدانیم، بخواهیم وظیفه که در چارچوب قانون تکلیفش روشن می شود، آن را یا نشناسیم یا عامل به آن نباشیم، این جامعه معلوم می شود که در اینجا می تواند در آن آفتی وجود داشته باشد، پس در وهله اول باید تلاش بکنیم مردم ما حقوق خودشان را بدانند و بخواهند در وهله دوم وظایف خودشان را بشناسند و عمل بکنند.
ميرباقري افزود: نمی شود ما به عنوان یک شهروند فکر بکنیم اگر مالیات ندهیم داریم زرنگی می کنیم، اگر اطلاعات درست ندهیم به نحوی داریم زرنگی می کنیم، وظیفه خودمان را اگر انجام ندهیم جامعه دچار اختلال جدی خواهد شد، اصطلاحا گفته می شود مهمترین ایستگاه بحث که به بحث تشکل ها نزدیک می شود، بحث ایستگاه مسئولیت است، ایستگاه اول حقوق است، ایستگاه دوم وظیفه است، ایستگاه سوم مسئولیت است، یعنی بنده بدون آنکه وظیفه ای برعهده ام باشد و قانون من را موظف کرده باشد ، از سر اختیار فعالیتی را انجام بدهم.
وي گفت: اصطلاحا گفته می شود در ایستگاه سوم غلبه بعد اختیاری بیشتر است. اینجا می شود شهروند مسئولیت پذیر، این شهروندان مسئولیت پذیر در دو شاخه حرکت می کنند، یک شاخه می گویند من با اختیارخودم فعالیتهای را انجام می دهم اما با محاسبه برای اینکه به قدرت نزدیک بشوم اصطلاحا گفته می شود این جماعت مسیر فعالیت های حزبی را انتخاب می کنند، اما شهروند مسئولیت پذیری که با اختیار کاری را انجام می دهد با اراده خودش اما نشانه گیری برای اینکه قدرت را به دست بیاورد نمی کند، می گوید در سطح جامعه مسائل، مشکلات و نیازهای وجود دارد، من علاقه مند هستم که با کار ایثار گرایانه یک سلسله مشکلات و گره ها را باز بکنم و مشکلات را از روی زمین بردارم، اینجا حوزه تشکل های غیر دولتی است، پس تشکل های غیر دولتی در آن ایستگاهی که به صورت اساسی می توانند حضور پیدا بکنند در ایستگاه آگاه کردن مردم به حقوقشان می توانند فعالیت بکنند، در ایستگاه آگاه کردن مردم به وظایفشان می توانند فعالیت بکنند اما آنچه که شاکله خود اینها را تشکیل می دهد عبارت از این است که شهروندانی هستند که از ایستگاه اول عبور کردند، می دانند حقوقشان چیست و می خواهند حقوقشان محقق بشود، می دانند وظایفشان چی هست، کف انتظارات خودشان هم این است که به وظیفه خودش عمل کرده باشد لذا یک تشکل غیر دولتی یک نهاد مدنی اگر قانون را بخواهد زیر پا بگذارد، اگر به وظایف خودش نخواهد عمل بکند، فرایند را طی نکرده، یعنی یک نهاد مدنی ایستگاه اول را باید به خوبی طی کرده باشد، دوم را طی کرده باشد، در ایستگاه سوم با فعالیت حزبی مرز بندی داشته باشد و ما یکی از آفت های عمده ای که در رابطه با تشکل های غیر دولتی می توانیم داشته باشیم همین جا است، یعنی یا در ایستگاه اول و دوم ورزیده نشده و یا به ایستگاه سوم که مسئولیت هست رسیده، به جای اینکه مسیر مسئولیت و تعهد پذیری اخلاقی را طی بکند، یک مسیر دیگری را دارد طی می کند که می شود یک کار حزبی.
وي گفت: ما امیدوار هستیم که در جلساتی که دوستان با یکدیگر دارند و با هم مذاکراتی كه می کنند، آن وجه ممیزهای تشکل ها به خوبی روشن بشود و معلوم بشود که در چه مسیری باید حرکت انجام گیرد، البته برای اینکه این کار اتفاق بیافتد تلاشی را انجام دادند، پیش نویس لایحه ای را به اصطلاح فراهم کردند و با مذاکراتی که با تشکل ها به اصطلاح انجام گرفته این پیش نویس لایحه امروز به دولت داده شده و الان در کمیسیون های دولت بحث دارد جلو می رود که قانون اساسی فعالیت های مدنی و مشارکت های مدنی در ایران تکلیفش روشن بشود.
وي ادامه داد: ما باید تلاش بکنیم که این چنین مجموعه های در کشور تاسیس بشوند، آموزش ببینند، میدان کار برای آنها فراهم بشود و فعالیت های خودشان را به اصطلاح انجام بدهند، برای اینکه چنین مسئله ای اتفاق بیافتد به دو عنصر که می تواند این فعالیت ها را سامان بدهد در اینجا اشاره می کنم، ما باید شرایطی را فراهم بکنیم و آنقدر با مسائل اساسی کشور وقوف داشته باشند و اطلاع داشته باشند که انها هم مثل حاکمیت رغبت داشته باشند در نقاطی وارد بشوند که مشکل گشایی اساسی می تواند داشته باشد، از حرکت های لوکس پرهیز بشود، البته به هیچ وجه نمی شود تشکل را محدود کرد، در فعالیت ها و چارچوب های فعالیتی خودش ولی ما می توانیم زمینه سازی های لازم را فراهم بکنیم.
ميرباقري گفت: من در اینجا دو تا پیشنهاد دارم اول اينكه به آقای مشکینی پيشنهاد مي كنم، دو عنوانی که می تواند از نظر موضوع به ما کمک بکند یک عنوان اثباتی است، یک عنوان سلبی است. عنوان اثباتی را مقام معظم رهبری در نشستی که در خراسان شمالی داشتند بحث پیشرفت را که در آنجا مطرح کردند، دو بعد برای پیشرفت مطرح کردند و فرمودند به نظر من با تحلیلی که در مورد مسائل کشور دارم ما در یک بعد گام های قابل اعتلايی را برداشتیم، در یک بعد نتوانستیم کار اساسی را بکنیم، این یک سر فصلی است که می خواهم با شما در میان بگذارم، یک سر فصل دوم هم آسیب ها، مسائل و مشکلات و کارهای زمین مانده ای که در کشور است، ایشان در خراسان شمالی این مسئله را مطرح کردند ما می توانیم بگوییم اگر در یک کلمه از ما سوال بکنند که شما در یک کلمه بگوید که انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایران چه کار می خواهد بکند، ایشان فرمودند من اگر بخواهم این را در یک کلمه بیان بکنم می گویم تمدن سازی است، در دین اسلام یعنی ما در کشور ایران دارای ظرفیت های هستیم، به دهن ما می آید که بگویم ما باید یک تمدن نوین را ایجاد بکنیم، هم پهنه فرهنگی ایران بزرگ و زبان و ادبیات فارسی این اجازه را به ما می دهد و هم فهم و برداشتی از اسلام که امام عزیزمان آن را مطرح کرده که بدلیاتش را امروزه دارند در دنیا مطرح می کنند تا آن حرف امام مطرح نشود، به صور مختلف تمدن نوین اسلامی را باز اگر خواسته باشیم در یک کلمه بگویم ما به دنبال پیشرفت هستیم، آیا پیشرفت ما همان توسعه ای هست که غرب می گوید؟
ایشان یک وجه تمایز مطرح می کنند، می گویند برای مسئله پیشرفت دو ساحت را معرفی می کنم یکی ساحت سخت افزاری و یکی ساحت نرم افزاری، یعنی برای اینکه یک ملتی پیشرفت بکند باید علم داشته باشد، صنعت داشته باشد، سیاست داشته باشد، غذا داشته باشد، قانون داشته باشد، اینها را باید داشته باشد، اول بعد سخت افزاری، بعد نرم افزاری می شود، بعد محتوا، ایشان می گوید من اسم بعد محتوا را می گذارم سبک زندگی و اینکه ما در سایت های مختلف می گویم سبک زندگی آقا فرمودند دقت بکنید ایشان منظورشان از سبک زندگی هر دو بخش پیشرفت نیست، می فرمایند پیشرفت دو بعد اساسی دارد، بعد سخت افزاری، بعد نرم افزاری و محتوا بعد سخت افزاری که می شود علم و ایشان بیان می کند ما در زمینه مسائل علمی حاضر هستیم هرگونه تلاشی را انجام بدهیم، الان هم داریم انجام می دهیم، انرژی هسته ای سبک زندگی نیست، بعد سخت افزاری است، نانو بعد سخت افزاری است، صنایع موشکی بعد سخت افزاری است، رشد دانشجو بعد سخت افزاری است، به این معنی بعد نرم افزاری یعنی ایشان می فرمایند ما برای اینکه سبک زندگیمان برای خودمان باشد، نمی توانیم بنشینیم در آپارتمانی، خانه ای، ماشینی، هواپیمای، پارکی يا جایی زندگی بکنیم، رفتارمان با یکدیگر، برخوردهایمان با یکدیگر، منش هایمان با هم دیگر، این را اگر بر اساس نظام فکری و فرهنگی خودمان انجام ندهیم هیچ کاری نکردیم و ایشان می گویند در این بعد دوم موفقیت آنچنانی نداشتیم، در بعد اول موفقیت های را داشتیم، بنده پیشنهادم عبارت از این است که تشکل های غیر دولتی و حوزه های مدنی ما اون بخش های اساسی که می توانند واردش بشوند و به آن بپردازند و الگوهای را ارائه بدهند در تعامل با بخش های دولتی و سایر حوزه ها اون بخش که بحث سبک زندگی است مربوط به محتواست و ایشان حدود شاید بیست، سی موضوع را در اون جلسه مطرح کردند و اون مواردی که به اصطلاح ایشان مطرح کردند این سوال هايی است که من هم همین طور دارم مطرح می کنم که دوستان عزیز بر روی آن تحمل بکنند، اینها می تواند عناوینی باشد که ما زمینه سازی برای ورود به اینها را داشته باشیم.
وي خطاب به حاضرين در جلسه ادامه داد: چرا فرهنگ کار جمعی در جامعه ما ضعیف است؟ یعنی همین تشکلی که دارد خودش فعالیت می کند، می داند که غریب است؟ نه بخش حاکمیتی به خوبی او را درک می کند و نه دیگران همراهی لازم را می کنند، چرا؟ باید نسبت به این قضیه تحمل بشود، چرا در بعضی از بخش های کشور ما طلاق زیاد است؟ چرا در روابط همسایگی ما رعایت لازم همدیگر را نمی کنیم؟ چرا صله رحم بین ما ضعیف است؟ چرا در زمینه رانندگی آدم های منظبتی نیستیم؟ مسئله خانواده، سبک ازدواج، نوع مسکن، نوع لباس، الگوی مصرف، نوع خوراک، نوع آشپزی، تفریحات و رفتار ما، همین بحث رفتار می فرمایند رفتار را هفت، هشت، ده تا بردها را در مورد با رفتار مطرح می کنند، رفتار ما در دانشگاه، رفتار ما درمدرسه، رفتار ما در فعالیت های سیاسی، رفتار ما در ورزش، در رسانه، با پدر و مادر، با همسر، با فرزند، با رییس، با مرئوس، با پلیس، با مامور دولت.
وي افزود: آنچه که باعث می شود ابزار صنعتی کارایی داشته باشد، نیروی انسانی کارایی داشته باشد، آن ضمانت ها، قاعده و قانون و چارچوب ها يی است که به عنوان سرمایه شغلی باید وجود داشته باشد، غرضم این است که ما در ساحت برنامه ریزی خودمان اصلا به مسائل اجتماعی توجه نکردیم و همین جوری آمده ایم جلو، بعد از انقلاب هم همین طور بود، ارزیابی ما عبارتند از این است، ما در بعد از انقلاب فقط در برنامه چهارم آمدیم یک کلماتی را ذکر کردیم و در برنامه پنجم هم که اون یک ذره تعهدی که در برنامه چهارم بود، اون یک ذره هم به اصطلاح وجود نداشته، الان به عنوان یک سر فصل پیشنهاد ماست و به حول و قوه الهی این بحث دارد به اصلاح جلو می آید، یک سرمایه عمده در سطح جامعه سرمایه اجتماعی است، همین الان که ما داریم با هم دیگر صحبت می کنیم به حول قوه الهی و به لطف خداوند و با همکاری که دوستانمان در سراسر کشور داشتند ما از دهم آذر ما طرح سرمایه اجتماعی را در این دولت اجرا کردیم، آخرین اجرای ملی طرح سرمایه اجتماعی سال 1383 بود، ده سال این طرح تعطیل بود، الان ما این کار را انجام دادیم، در سطح استانها انجام شده است، اطلاعاتش الان موجود است که کامل به ما نشان میدهد که چه جوری ای روند سرمایه شان را ببینند؟، چه جوری است ببینند سرمایه اجتماعی شان اعتماد بین حکومت و مردم به مردم با خودشان و مردم با نهاد ها به چه صورتی است؟، وضعیت نشان می دهد سرمایه اجتماعی در ایران در وضعیت مناسبی نیست، متغیر های که مستقیما در کاهش سرمایه اجتماعی دخیل هستند نوعا از جنس آسیب و مسئله است، یعنی در هر کشوری مسئله و آسیب توسعه داشته باشد، سرمایه اجتماعیش می آید پایین، سرمایه اجتماعی که می آید پایین یعنی نمی شود در آن کشور روي قول مردم حساب کرد، نمی شود روي قانون حساب کرد، حساب و کتاب آن چنانی وجود ندارد، حتی اگر کسی بخواهد بیاید سرمایه گذاری اقتصادی بکند با بیمه های خیلی بالا به اصطلاح حاضر می شود به این سمت ها حرکت کند، یکی از تلاش های عمده این دولت كه در یک سال اخیر دارد در سطح داخلی و بین المللی انجام می دهد عبارتند از این سرمایه اجتماعی که داشت روی قهر می رفت را جلويش را گرفته و الان متوقف کرده است و دارد وضعیتش بهبود پیدا می کند ولی اینکه بهبود پیدا می کند یک عدد نازلی هست که باید خیلی بیش از این مقدار جلو بیاید، یکی از جاهایی که می تواند سرمایه اجتماعی را در ایران تقویت بکند، نهادهای مدنی و تشکل ها هستند، نفس فعالیت تشکل ها که یک کار مشارکتی هست می تواند سرمایه اجتماعی را توسعه بدهد و اینها با درگیر شدنشان با مسائل و مشکلاتی می توانند عوامل بازدارنده و کاهنده سرمایه اجتماعی را کاهش بدهند، پس این که ما می خواهیم فعالیت تشکل ها تقویت بشود، یک کار لوکس نیست که اینجا بخواهیم بگویم که دو هزار تا تشکل ایجاد بکنیم، پنج هزار تا تشکل ایجاد بکنیم، نه این مجموعه می تواند سرمایه اجتماعی کشور را افزایش بدهد و عوامل کاهنده آن را که آسیب و مسائل و مشکلات هستند را از بین ببریم.
ميرباقري تاكيد كرد: این نقش یك نقش بی بدیل و ممتازی است و بر این اساس ما نباید فکر بکنیم که اگر کسی در این وادی می خواهد وارد بشود، مانع بگذاریم، جلويش را بگیريم، برو فلان مدرک را بردار بیاورف خسته بشوند، ما باید زمینه سازی بکنیم، استقبال بکنیم، باید در بخش های مختلف حاکمیتی چه در استانداری ها و چه در شهرهای بزرگ یک بخش ویژه ای وجود داشته باشدف این مثل این می ماند که شما در سرمایه اقتصادی اگر کسی بخواهد بیاید در یک منطقه ای سرمایه گذاری بکند، بعد اینقدر رفت و آمد های که کردیم متوجه شدیم که آقا اگر فلانی می خواهد سرمایه گذاری بکند خیالمان راحت شد که واقعا میخواهد سرمایه گذاری کند، بگويیم بیا ما به شما تسهیلات می دهیم، تشکل های غیر دولتی سرمایه اجتماعی را می توانند تقویت کنند و شما یک کار لوکس نمی خواهید انجام بدهید، یک امر روی زمین مانده ای که اگر قرار است مسئله اش، گره اش، باز شود توسط آن هاست که می خواهید انجام بدهید.
اين مقام مسئول اظهار داشت: ما امروز سیزده میلیون پرونده قضائی داریم، 22 میلیون خانواده در ایران هستند، سیزده میلیون پرونده، نمی خواهم بگویم که هر پرونده مال یک خانواده است، امکان دارد مال یک حادثه چهار تا پرونده تشکیل بشود، شما اگر این را 5 میلیون هم بگیرید عدد وحشتناک است، پرونده یعنی چی یعنی کسی با کسی درگیری دارد، از این میزان سالی 500 نفر کارشان کيفری می شود و می افتند تو زندان، یعنی 5 میلیون خانواده که بگیریم، سال آخرین آماری ما كه با سال گذشته مقایسه کنیم، می شود امسال 600 هزار است، با رشدی که داریم 600 هزار نفر می روند توی زندان، می روند چه کار می کنند؟، فیزیک اتمی می خوانند؟، اخلاق می خوانند؟، چی چيزي می روند اونجا یاد می گیرند؟، یعنی هر کسی وارد آن حوزه می شود چهار تا تکنیک جدید کلاهبرداری و انواع آسیب ها را می تواند یاد بگیرد، یعنی خبره تر می شوند، با کسانی روبرو هستیم که بعضی از آنها می گویند وقتی ما می آییم می گويند باید بریم چون یک عده رفتند یک تانیک های جدیدی که بیرون نمی شود ياد گرفت، می خواهیم یاد بگیریم، جدید استف استاد اعظم آنجاست، باید بروم آنجا، از این جماعت 220 هزار نفر هر سال نشت می کنند، یعنی مشتری ثابت هستند، یعنی زندان 600 هزار نفر می آیند داخلش، اون میزان زندانی وضعیت الان به گونه ای است که یکصد و پنجاه هزار نفر تقریبا با این روند ازدواج و طلاقی که ما داریم با طلاق مواجه هستیم، سالی یکصد و پنجاه هزار طلاق كه سه خانواده را نابود ميكند، یکی خود آن هسته اصلی، خانواده پدری و خانواده مادری، به اصطلاح خانواده مرد، خانواده زن و حواشی که می تواند داشته باشد.
وي ادامه داد: یکصد و پنجاه هزار تصادفاتی که در كشور اتفاق می افتد، حدود 350 هزار تا مجروح داریم، مجروح تصادف هم که حدود 19 هزار نفر می میرند، ما حدود 2/1 خانواده ها زن سرپرست خانوار هست، یعنی اگر 22 میلیون خانواده بگیریم حدود دو نیم میلیون خانواده داریم که زن دارد آن را اداره می کند، ما می دانیم در سطح جامعه نوع تعاملات به گونه ای است که به صورت سنتی مرد است که تعاملات و ارتباطات را می تواند تنظیم بکند، اگر شاکله یک شاکله ی دیگری بشود ما هنوز سنت هایمان به اون گونه ای نیست که آسیب در حوزه خانم ها کمتر باشد و اقسام موارد دیگری را می شود به این سیاهه اضافه کرد.
ميرباقري گفت: خوب باید به این امور پرداخت، باید به خانواده زندانی پرداخت، معتاد هست باید به آن پرداخت، کسی هست که تصادف کرده، مشکل مالی پیدا کرده باید به او رسید و انواع و اقسام مسائل این چنینی، جلسه در خصوص این است که می توانند سرمایه اجتماعی در کشور را توسعه بدهد، یعنی با مشارکت کردن خودش با فعالیت کردن خودش، حداقل سرمایه ای که اضافه ميکند می تواند آسیب ها را کاهش بدهد، می تواند در آشنایی مردم با حقوق شهروندی خودشان کمک بکند، می تواند با آشنای مردم با وظایف خودشان کمک بکند، خوب یک مجموعه ای که این همه کارایی دارد مجموعه ی موثری است که ما باید به سمت فربه کردن آن و فعال کردن آن حرکت كنيم.
وي خطاب به مسئولان حاضر در اين نشست ملي افزود: آن چیزی که در اختیار شما عزیزان هست، عبارت از این است که قاعده و قانونی که برای این فعالیت ها وجود دارد را بتوانید عرضه کنید، زمین بازی و قاعده بازی را تضمین بکنید، ما باید هم قاعده داشته باشیم و هم تضمین بکنیم کسی اگر آمد و خواست فعالیت بکند فردا هزار انگ به او زده نشود که خواسته باشد لقايش را ببخشد و خارج بشود، این فواید و ثمراتی که فعالیت این تشکل ها می تواند داشته باشد برای مقتدر کردن جامعه ایران، برای حل مسائل و مشکلات، برای افزایش سرمایه اجتماعی با این می توانیم کار را جلو ببریم.
اين مقام مسئول يادآور شد: قانون بازی را رئیس جمهور دستور داده اند، لایحه اش فراهم شد، قانون اساسی فعالیت تشکل های غیر دولتی به حمد الله برای اولین بار تکلیفش دارد نهایی می شود و ما داریم از همان ظرفیت استفاده می کنیم، امیدواریم که مسیر و سیکل قانونی خودش را طی بکند، خوب این قاعده به اصطلاح مطرح شده است شما هم تضمین کننده های این قاعده هستید، ما باید مسیر دادن مجوز، تاسیس کردن این ها و بعدش این ها یک نهادی هستند که تازه دارند شکل می گیرند، این بی انصافی است که به محضی که تشکل شکل گرفت، دو ماه دیگر بگویم این چه کار کردي است، از چپ و راست می گويیم گزارش بدهد، ما باید به آن آموزش بدهیم، توانمندش بکنیم، ما باز به عنوان دستگاه های حاکمیتی باید بین خودمان صحبت بکنیم، کارهای که بیخودی برداشتیم، ما یکسری کارهای را به عنوان حکومت اصلا نمی باید برمی داشتیم.
وي اظهار داشت: ما باید مسئله تشکل ها را باور بکنیم و بخواهیم انجام بدهیم و در ایستگاه فهمیدن نباید بمانیم، در ایستگاهی هم که بگویم باور داریم این خوب است نباید بمانیم، باید ساز و کارهای لازم را برای فعالیت فراهم کنیم، الان آمار و ارقام دارد به ما می گوید که حدود شاید 10 هزار تشکل دارند نیمه جان فعالیت می کنند، ارزیابی ما این است که حداقل هر سال100 درصد می شود این امر را اضافه کرد با اهتمامی که همه ما نسبت به این قضیه داشته باشیم.
وي افزود: ایشان حدود چهل عنوان را به اصطلاح بیان می کنند، ما باید در این زمینه ها کمک لازم و موثر را بکنیم، البته اطلاعات را به سطح جامعه و کسانی که می خواهند فعالیت بکنند نباید دریغ بکنیم، داده ها و اطلاعات هم باید در اختیار قرار بگیرد، باید وضعیت واقعی جامعه خودمان را آنجا های که داده داریم در اختیار قرار بدهیم و بفهمیم همه ما با چه جامعه ای، با چه مختصاتی روبرو هستیم، این یک وجه قضیه هست، وجه دومی که عرض کردم برای دوستان عزیز می تواند موضوع معین برای فعالیت های تشکل ها را داشته باشد، این بخش آسیبی جامعه است، ببینید دوستان عزیز ما امروز که داریم با یکدیگر صحبت می کنیم به دلایل مختلف از جمله مسائلي كه استاندار يزد در بخش انتهای صحبت هايشان نکته دقیقی را اشاره کردند که از آن مطلب می خواهم وام بگیرم، یك کم توسعه اش بدهم، ببینید در هر صورت در نظامات برنامه ریزیمان، چه قبل از انقلاب، چه بعد از انقلاب، مهمترین محورهای که مورد توجه ما بوده و شاخص های هم که برای ترازوی برنامه در نظر می گرفتیم، ابعاد اقتصادی مسئله بوده است، یعنی رکن رکین توسعه رشد اقتصادی بوده است، در کشورهای غربی تجربیات و مطالعات ما نشان می دهد، همه ما آشنایی اجمالی داریم با این قضیه غربی ها خوب می دانید نظام برنامه ریزی بعد از جنگ جهانی دوم مرسوم می شود، یعنی همه کشورها می آیند به سمت نظام برنامه ریزی که برای ما می شود دهه بیست و ما از همان موقع شروع می کنیم به برنامه ریزی کردن در کشور، البته اونها روی مبانی خودشان جلو می رفتند ما تقلید می کردیم، در نظام برنامه ریزی که داشتیم از مهمترین محورها رشد اقتصادی را در نظر گرفته بودیم، اصلا ابعاد اجتماعی مغفول مانده بود، غربی ها خیلی زود متوجه شدند که اگر برنامه هايشان محورش رشد اجتماعی باشد و به پیوست های زیست محیطی و اجتماعی توجه نکنند، دچار مشکل می شوند، خیلی سریع اینها به پیوست زیست محیطی رسیدند، بعدش هم به پیوست اجتماعی رسیدند، یعنی می گفتند هر فعالیتی که انجام می شود باید معلوم بشود که با طبیعت چه کار می خواهد بکند، این فعالیت اگر قرار است یک کار صنعتی بشود در زندگی مردم چه اتفاقی باید بیافتد، بعد از مدتی اینها به این امر نزدیک شدند كه نه تنها مسئله اجتماعی مهم است ولی نباید ما مسئله اجتماعی را پیوستی نگاه کنیم و بگويیم کارمان را می کنیم، ما تصمیم گرفتیم اتوبانمان را بزنیم، ولو "بلغ، ما بلغ"، حالا تو زندگی مردم چه اتفاقی می افتد بنشینیم یک فکر حاشیه ای هم نسبت به قضیه بکنیم، اینها به این نتیجه رسیدند که قضیه از این قرار نیست، مسئله اجتماعی و بعد اجتماعی خودش یک سرمایه است، یعنی امکان دارد شما یک سرمایه صنعتی کارخانه را ایجاد می کنید یک سرمایه اجتماعی را نابود می کنید، باید بنشینی اینها را در دو کف ترازو بگذارید و ببینید اصلا می ارزد این کار را کرد یا نه.